X
تبلیغات
جزیره صنایع غذایی - مصاحبه با جناب آقای دکتر اسماعیل زاده کناری
** با سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد محترم لطفاً خودتان را معرفی کرده و مختصری از سوابق تحصیلی خود را برایمان شرح دهید؟                                                              

 رضا اسماعیل زاده هستم .ورودی سال 74 کارشناسی صنایع غذایی دانشگاه فردوسی مشهد که در  سال 78 فارغ التحصیل شدم و در  همان سال با رتبه ی 1 کشور در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس تهران پذیرفته شده و در  سال 80 به عضویت هیأت علمی گروه صنایع غذایی گرگان در آمده و در سال 83 در مقطع دکترای دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شدم که در سال 87 در  مقطع دکترا  شیمی مواد غذایی گرایش جانبی روغن و چربی های خوراکی فارغ التحصیل شدم .همچنین از  سال 83 به عضویت هیأت علمی گروه علوم و صنایع غذایی دانشگاه علوم کشاورزی ساری در آمدم .

الان هم درحال حاضر در دو قسمت مطالعاتی ، پژوهشی درحال فعالیت هستم که عمدتاً طرح های پژوهشی کارخانجات بزرگ از جمله کشت و صنعت شمال در ارتباط با مشکلات صنعتی و بعضاً از پروژه هایی که جدید هستند را انجام داده که صنعت و کارخانجات استقبال می کنند.

و در بحث تدریس در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه علوم کشاورزی ساری و دیگر دانشگاه ها مشغول هستم .

در قالب یک شرکت مشاوره و طراحی کارخانجات مواد غذایی که شعبه اصلی آن در شهر رأس الخیمه کشور امارات است فعالیت می کنیم که بحث ما صدور خدمات مهندسی در کشورهای مختلف می باشد .

در سال 2007 بزرگترین کارخانه فرآورده گوشتی در ارمنستان را راه اندازی و همچنین بزرگترین کارخانه ای که مربوط به میوه جات و سبزیجات خشک است، در مرز ایران و نخجوان، منطقه جلفا راه اندازی کردیم. در مازندران کارخانه میوه و سبزی خشک در شهرک صنعتی ساری راه اندازی و بزرگترین کارخانه تولید کننده پودر گوجه فرنگی را در استان خراسان شمالی احداث کردیم.

از نظر پژوهشی 10 الی 11 سخنرانی در جوامع بین المللی خارجی ، 4 تألیف و ده ها مقاله در ISI و مجله های علمی و پژوهشی در ایران دارم.

  

**  توضیحی در مورد دلیل موفیقت خودتان برای دانشجویانی که مایل به ادامه تحصیل هستند دارید؟

 خدمت شما عرض کنم  که من خودم را آدم خیلی موفقی نمی دانم ولی مهمترین عاملی که باعث رسیدنم به این مرحله و درجه ای شد که الان شما من را انسان موفقی می بینید قطعاً حاصل استفاده از  تمام وقت و انرژی و توان من نبوده و اگر از تمام ان  استفاده می کردم قطعاً در دریچه و جایگاه بهتری بودم. مهمترین عامل بعد از توکل بر خدا، هدف است. من هم در ابتدا هدفی را برای خودم مشخص کردم  من نسبت به اساتیدی که با صنعت بیگانه بودند و جنبه ی تئوری داشتند، احساس خوبی نداشتم و همیشه سعی می کردم راهی را بروم  که صنعت و تئوری را  در کنار هم داشته باشم. به همین خاطر جنبه های مختلف علمی را دنبال کردم و تا زمانی که در غالب تحقیقاتم به نتیجه ای می رسیدم  آنرا در صنعت وارد می کردم که از نتایج آن در صنعت هم بهره بگیریم.

 

**  آیا سلیقه ی آموزشی در مورد رشته صنایع غذایی صحیح است؟

 

یکی از مهمترین مشکلاتی که داریم این هست  که مرز بین افراد متخصص و غیر متخصص مشخص نیست و افراد مثل آچار فرانسه عمل می کنند ؛ گرایش ها تعریف شده نیست، اگر فازبندی ها مشخص بشود خیلی از مسائل حل می شود.

یک نکته بحث سر فصلهاییست که برای صنایع غذایی داریم مخصوصاً دانشجویان کارشناسی ناپیوسته که یک  دانشجوی کارشناسی ناپیوسته بدون این که از کنترل کیفیت آماری چیزی بداند، فارغ التحصیل می شود.

وقتی هدف از طرح ریزی چنین رشته ای مشخص نیست نیمتوان انتظاری داشته باشیم. بدون نظر کارشناسان، کارهایی را انجام دادند و به همان روال غلط ادامه دادند ، بدون اینکه به انتقادها گوش کنند.

 

 ** نظر شما راجع به فارغ التحصیلان این رشته که آیا کار را انتخاب کنند یا ادامه تحصیل را ؟                                

 

به نظر من هم کار و هم تحصیل. همان کاری که خودم انجام دادم. چون خداوند این توانایی را به انسان داده است  که از عهده ی هردو، همزمان بربیاید . اینکه بعضی فقط صرفاً درس می خوانند ، اشتباه می کنند و آنهایی که کاری میکنند، می توانند سطح علمی خود را ارتقا بدهند.  

 

**  به نظر شما در ایران بین علم و عمل در صنعت غذا چقدر فاصله است؟

 

صنعت غذایی ما،  عقب افتاده است.

علم ما به روزه ، ولی صنعت عقب افتاده است و صنعت با هزار مشکل روبرو است. از طراحی کارخانه گرفته تا تولید محصول. نکته ای که وجود دارد این است که  افرادی که دانش فنی دارند و به مسائل روز دنیا، آگاه هستند نتوانستند اعتماد صنعت را جلب کنند که صنعت به سراغ آنها بیاد و از توانایی های آنها  استفاده کند.

از دیگر مشکلات مان بحث فرهنگ کیفیت است ، که هنوز در ایران جا نیفتاده که رقابت جدی آغاز شود.

 

 **  چرا نباید کسانی که پایه گذار این صنعت در ایران هستند، این مسئله را حل کنند ؟                                             


هرکس به تناسب نقش خودش باید با صنعت ارتباط داشته باشد. استاد تئوری بدرد نمی خورد و استادی که با صنعت جدا باشد کارآیی برای جامعه ندارد. ما تلاش می کنیم که صنعت درست عمل کند. اگر بصورت ریزبینانه به یک ماده غذایی نگاه کنیم، می بینیم که صرفاً تئوری کاری را از پیش نمی برد و اگر استاد خودش را با صنعت عجین کند ، در این صورت در قبال صحبتهایی که در مورد صنعت می کند، دانشجویان را به سمت صنعت سوق می دهد.

 

 ** تفاوت های ایران با  استانداردهای خارجی صنعت غذایی چیست؟


ما نمی خواهیم ایران را زیاد زیر سئوال ببریم؛ به عنوان مثال این  شرکت ها و کارخانجاتی که مشاور هستند، برای احداث کارخانجات و ادعای مشاور بودن میایند و ترکیباتی را معرفی می کنند  بعنوان اضافه شونده به مواد غذایی که ان  ترکیبات در کشورهای دیگر ، خیلی وقت است که  استفاده نمی شود ، نمونه اش آنتی اکسیدان سنتتیک که در صنعت روغن اضافه می شود که دنیا به سمت آنتی اکسیدان های طبیعی می رود و تا چند ماه دیگر استفاده از آنتی اکسیدان سنتتیک نیز در اروپا و آمریکا و در کشورهای پیشرفته صنعتی ممنوع اعلام می شود و یا نمونه دیگر در مورد مسئله اسید چرب ترانس در ایران ، که کارخانه ای اعلام می کند  که اسید چرب ترانس را به صفر رسانده، که عملاً در روغن مشکل ایجاد کرده، میزان لوریک اسید را افزایش داده و آن روغن ارزش تغذیه ای ندارد ،نه اینکه متخصصان نمی تونند این مشکل را حل کنند بلکه کارخانه به آنها اعتماد نمی کند و امکانات را در اختیار آنها قرار نمی دهد.

  

** چه پیشنهادی می کنید به افرادی که می خواهند وارد صنعت غذا شوند؟
 

خدمت شما عرض کنم،افرادی که می خواهند وارد صنعت غذا شوند، دو حالت دارد؛ یا بر مبنای علاقه خود حرکت می کنند یا منتظر هستند یه کاری که مرتبط به صنایع غذایی هست، برایشان بوجود بیاید.  اگر منتظر هستند که یک کاری مرتبط با صنایع غذایی برایشان بوجود بیاید، که آن موقع نقطه استارت اولیه کار آنها است و اگر یک زمانی بر مبنای علاقه خودشان بخواهند حرکت کنند، باید تلاش کنند، احتمالاً زمان زیادی را باید سپری کنند، تا آن کاری که مرتبط با آن هستند را پیدا کنند ولی درهر صورت افراد باید بر مبنای علاقه خود حرکت کنند.

اول علاقه،ولی بتنهایی کافی نیست و باید در جهت ارتقاء دادن سطح علمی خودشان هم گامی بردارند که وقتی وارد صنعت شدند حرفی برای گفتن داشته باشند. یک فرد زمانی که در دانشگاه هست جای سئوال پرسیدن و اشتباه کردن دارد و افراد مختلف در دسترس او هستند ولی وقتی از دانشگاه خارج شد، فارغ التحصیل شده، و نام مهندس را با خودش یدک می کشد و  از لحاظ غرور ، سعی می کند کمتر سئوال بپرسد و در صنعت افرادی که در دانشگاه کاملاً در دسترس او بودند دیگر نیستند پس چه بهتر که یک فرد با اطلاع علمی بالاتر و کاربردی تر عمل کند  و تمام سئوالاتش را در دانشگاه پرسیده باشد .

(انجمن مهندسي و علوم صنايع غذايي ايران)
با تشکر از همکاری  آقای دکتر اسماعیل زاده با اعضاء گروه 
همچنین از اعضاء گروه پژوهشی دانشگاه خزر (پردیس خزر  )            
نوشته شده توسط حامد قاسمی در پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 |